بررسی و معرفی آثار معماری هخامنشیان در مصر

آثار معماری هخامنشیان

چکیده

در این مقاله، ضمن نگاهی کوتاه به تاریخ هنر مصر، ویژگی های ان در زمان حاکمیت هخامنشیان در مصر و تاسیس سلسله بیست و هفتم و سی و یکم برای اداره ان کشور به دست هخامنشیان در مقام ساتراپی بررسی می شود .پیشینه این تحقیق طولانی و مواد استفاده شده در ان آثار معماری کشف شده در مصر است . در این تحقیق از روش کتابخانه ای و مطالعه ی گزارش پژوهش های میدانی استفاده شده است . بر اساس این گزارش ها شاخص ترین اشیاء و آثار هخامنشی در مصر عبارت اند از :آثار معماری و میراث مکتوب از قبیل کتیبه های هخامنشی به خط هیروگلیف از وادی حمامات و کتیبه های ارامگاهی هخامنشی و پاپیروس هایی به خط آرامی از جزیره الفانتین و همچنین نقش برجسته های هخامنشی در شهر باستانی ممفیس بر دیوار های معبد هیبیس و یادگار های معماری هخامنشی در مصر مانند ساختمان معبر هیبیس و آثار معماری هخامنشی در الفانتین و سنگ یادبود های داریوش در کنار کانال سوئز و مهرهای حکومتی هخامنشیان که امروزه در مراکز پژوهشی مطالعه و بررسی شده است .بررسی نتایج این مطالعه درباره  تأثیر فرهنگ و هنر و تمدن ایران و مصر نشان می دهد که تأثیر فرهنگ مصری بر این آثار زیاد بوده و اکثر یافته های باستان شناختی به شدت از فرهنگ و هنر مصر تأثیر گرفته اند.

مقدمه

با پدیدار شدن امپراتوری هخامنشیان و فتح مناطق گسترده ای از جهان و استفاده از تجربه فرهنگی و هنری بیشتر تمدن های بزرگ منطقه در ان زمان،فرهنگ و تمدن ایران از غنای عمیق و تکامل شگرفی برخوردار شد. یکی از تمدن های بزرگ منطقه که تأثیرات علمی و فرهنگی و هنری عمیق و تکامل بخشی بر تمدن ایران گذاشت ، فرهنگ و تمدن مصر است .کوروش پس از فتح آسیای صغیر و دستیابی به پیروزی بزرگ آماده تاختن به بابل و مصر و فتح ان دو شد. البته در سال 530 ق م در شمال شرق امپراتوری خود کشته شد ونتوانست برنامه هایش را برای گسترش امپراتوری به ویژه فتح مصر عملی کند.لذا تسخیر مصر را جانشین او کمبوجیه دنبال کرد. وی در پیشروی پیروزمندانه به مصر پس از درهم شکستن آخرین مقاومت ارتش این کشور در اطراف شهر ممفیس،پایتخت مصر،و اسارت فرعون پسامتیک سوم خود را پادشاه و فرعون مصر خواند.دوره اول حاکمیت هخامنشیان یا بیست و هفتمین سلسه از 525 ق م تا سال 404 ق م به طول انجامید .در دومین دوره فرمانروایی یا سلسله سی و یکم سال 343-338 ق م اردشیر اول حکومت کرد . سال 335-332 ق م داریوش سوم حکومت مصر را در اختیار داشت. بر اساس گسترش فعالیت ها وپژوهش های میدانی در نقاط گوناگون مصر چند اثر معماری متعلق به دوره حاکمیت هخامنشیان شناسایی و معرفی شده است چنانکه تاکنون در جزیره الفانین مصر هیئت باستان شناسی المانی موفق یه شناسایی آثار معماری هخامنشیان شده،و محققان و معماران و باستان شناسان زیادی واحه الخارقه معبد بزرگ هبیس را ، که آثار و مستندات زیادی مبنی بر احداث و تعمیر و مرمت اساسی در دوره داریوش اول و دوم دارد،یادگار معماری هخامنشی در مصر شناخته اند. همچنین در پروژه حفاری  تل المشکوتا آثار معماری مربوط به این دوره شناسایی و معرفی شده است . در جدید ترین کشف آثار معماری هخامنشی در مصر،پایگاه اطلاع رسانی مصر گزارش داده است که زاهی هواس ،مدیر کل شورای عالی آثار باستانی مصر و از باستان شناسان برجسته این کشور ، خبر کشف باقی مانده قلعه یا دژی را اعلام میکند که به دوران حضور هخامنشیان  در مصر مربوط است.این قلعه درسی کیلومتری شرق کانال سوئز قرار دارد اما هنوز اطلاعات دقیق و کاملی از ساختار و شیوه معماری ان منتشر نشده  است و تنها خبر کشف ان را باستان شناسان تایید کرده اند. در مناطق دیگر مصر نیز آثار معماری دیگری وجود دارد که ارتباط هنری و تأثیر گذاری هنر معماری دوره  هخامنشیان در انها مطالعه و اثبات شده است .

پیشینه تحقیق

مطالعات فراوانی درباره آثار معماری و وضعیت شهر سازی دوره هخامنشی در مصر صورت گرفته ولی به طور مشخص کسانی که بر اساس یافته های باستان شناسی و مطالعات و پژوهش های موضوع معماری و شهر سازی و مستندات تاریخی درباره این موضوع تحقیق و پژوهش کرده اند، عبارت اند از :

1.جی.پوزنه فرانسوی به پژوهشی درباره ارتباط فرهنگی و هنری ایران و مصر در دوره هخامنشیان  بر اساس یافته های باستان شناسی پرداخته است حاصل این تحقیق و پژوهش اراءه نتایج ان با توجه به کشف صدها اثر و شیء و بنا و اثر معماری معبد و ارامگاه  و کتیبه و نقش برجسته از معرفی ان ها در مصر بوده است که  روشن کننده زوایای تاریک و مبهم تاریخ  این دوره در مقطعی 132 ساله است .نتایج این تحقیقات در کتابی تحت عنوان نخستین سلطه پارس ها در مصر جمع آوری و در سال 1936 در قاهره چاپ و منتشر شده است.

2.کارول میسلویچ باستان شناس از کشور المان نیز درباره موضوع ارتباط فرهنگی  و هنری ایران و مصر به ویژه درباره آثار معماری مصر در دوره هخامنشیان بر اساس یافته های باستان شناسی ،از جمله آثار معماری این دوره در جزیره الفانتین ، مطالعه و بررسی کرده است .وی همچنین شاخصاٍ  در حفاری های باستان شناسی  مصر به این دوره از تاریخ مصر توجه خاص مبذول داشته و نتایج تحقیقات خود را در کتابی با عنوان herr beider lander  در سال 1998 در المان منتشر کرده است .

3. پی یر بریان محقق فرانسوی یافته های باستان شناسی و مطالعات معماری و مستندات تاریخی را به طور کامل مطالعه و درباره ان ها تحقیق کرده ، و بر اساس مطالعات خود درباره کلیه امور امپراتوری  هخامنشی  اطلاعات مفصل و قابل استفاده ای فراهم کرده است . حاصل این پژوهش در کتابی با عنوان امپراتوری هخامنشی چاپ ومنتشر شده است.

4. هربرت ونلوک  محقق امریکایی از موزه متروپلتین نیویورک  گروه همراه او از جمله هیئت های پژوهشی نادری بودند که اختصاصاً درباره چگونگی ساخت و مرمت معبد بزرگ هیبیس در واحه الخارقه مصر تحقیق و کار میدانی کردند.این هیئت  ضمن کاوش باستان شناسی و مطالعه و بررسی وضعیت  معماری  این معبد ،دوره های مختلف این معبد  به ویژه چگونگی ساخت و مرمت اساسی ان را در دوره هخامنشیان ،شناسایی و معرفی کردند.

5.دی َآرنولد ، محقق معماری و باستان شناس آلمانی، ضمن پژوهش های میدانی درباره آثار معماری دورههخامنشی در مصر و ایران،تأثیر هنر معماری مصری را در هنر معماری هخامنشی بررسی و حاصل این پژوهش ها را در دو جلد کتاب چاپ و منتشر کرده اند.

6.دی.آ.آستون ضمن بررسی و مطالعه ویژگی های معماری آرامگاه های هخامنشی در مصر ، به مطالعه و تشریح آثار معماری هخامنشی در مصر نیز توجه کرده که حاصل این تحقیق را در بخشی از کتابی چاپ و منتشر کرده است.

7.اریک اف. اشمیت،ضمن کار میدانی باستان شناسی در تخت جمشید،آثار معماری دوره هخامنشی را در مصر به ویژه معبد هیبیس مورد توجه خاص قرار داده و تأثیرات هنر معماری مصر را در تخت جمشید مطالعه و مقایسه کرده است. او سه جلد کتاب درباره تخت جمشید و ویژگی های هنر معماری هخامنشیان تالیف کرده که جلد اول ان تأثیر هنر معماری مصر را در هنر معماری هخامنشیان به ویژه تخت جمشید بررسی کرده است.

آثار معماری هخامنشیان در مصر جزیره فانتین
دورنمای جزیره فانتین

آثار معماری کشف شده از دوره هخامنشی در جزیره الفانتین

نام الفانتین را یونانیان به این جزیره دادند که درست در مقابل منطقه آسوان قرار داشته است امروزه در این نقطه سد بزرگی بر روی نیل ساخته اند.انها  لغت باستانی مصری را که (جزیره) معنا داشت به الفانتین ترجمه کردند.امروزه این جزیره در مصر الاسوان نامیده می شود. الفانتین در فاصله چند کیلومتری و کمی پایین تر از اولین آبشار رود نیل قرار دارد.در کنار ساحل شرقی رود نیل جزیره ای با حدود 3 کیلومتر طول پوشیده از نخل قرار دارد،که اکنون در رأس جنوبی ان شهر باستانی الفانتین،یکی از مقر های امپراتوری فراعنه مصر، قرار گرفته است . این جزیره را یونانیان در منابع تاریخی لاتین الفانتین ترجمه کرده اند.زیرا کلمه (swenet) که نام امروز اسوان از ان گرفته شده،در مصر باستان معنی تجارت هم می داده است. شهر و محوطه معبد به طور کلی روی قسمت جنوبی جزیره ساخته شده است. طبق نظر د.آرنولد شهر باستانی الفانتین بر اساس پژوهش های باستان شناسی و مطالعه و باز خوانی کتیبه ها ، بقایای با ارزش و مهمی از یک مرکز مهم تجاری در خود دارد که شروع ان به دوره پیش از تاریخ بر می گردد و قلعه نظامی الفانتین در زمان اولین سلسله مصر توسعه و تکامل یافته است.

آثار معماری هخامنشیان در مصر جزیره فانتین
موقعیت آثار معماری در جزیره فانتین

آثار معماری دوره باستان  کشف شده در جزیره الفانتین

جزیره الفانتین حدود سه کیلومتر طول و هزار و پانصد کیلومتر مربع مساحت دارد.و یکی از بزرگ ترین جزیره های رود نیل در نزدیکی های جنوب مصر است .این جزیره پشت اولین ابشار قرار دارد و به همین دلیل برای تاسیسات دفاعی  در مرز های جنوبی مصر مناسب بوده است. جزیره الفانتین روی برامدگی های گرانیتی انتهای جنوبی کشور مصر قرار دارد ف به همین سبب به حاکمان این جزیره لقب ( نگهبان دروازه های جنوبی ) داده بودند .طبق پژوهش های باستان شناسی و طرح اولیه باستان شناسی، پنج ناحیه مهم در جزیره الفانتین وجود داشته که نشان دهنده مساحت ان است .این پنج ناحیه به این شرح اند:

1.ابادی (محل مسکونی)

در گوشه جنوب شرقی جزیره یک آبادی وجود داشته که با دیواری متناسب با محیط ان و نیز با برج هایی مدور محصور می شده است. در محوطه بیرون ان،به سمت شمال ، دژی به ابعاد 53*53 متر با همان برج های مدوری قرار داشته که در دوران سلسله اول پایه گذاری شده بود.

2.معبد خنوم

تمام عمارت معبد نکتابوس دوم،به جز ورودی معبد پادشاهی که از جنس گرانیت است ،خراب شده و فقظ بقایای پایه های معبد قابل مرمت و باسازی است.در زمان فیلیپوس آریادائوس ستون های رو باز پرونائوس به تعداد 6*2ساخته شده است.در زمان رومیان در جلو ان یک راهرو ستون دار وجود داشته که سقف ان با شاخه های درختان پوشیده می شده است.نزدیک در ورودی محوطه ای به عرض 48 متر وجود داشت و مجموع طول راهرو ستون دار بالغ بر 123 متر بوده است.

3.معبد زاتت

در سطحی پایین تر از جزیره معبد کوچک تر زاتت (نسبت به معبد خنوم) با پلکانی زیبا و عریض قرار دارد.عبادتگاه ساده ای بین صخره های بزرگ گرانیتی با ستون های آجری در جلو  ان از دوران پیش از تاریخ به جا مانده است.در زمان حکومت ششمین سلسله فراعنه مصر،معبدی کوچک تر و سپس ساختمان جدید و بعد از ان ساختمانی آهکی مربوط به دوره سیسوتیس اول شناخته و به صورت ظریفی تزیین شده است.

آثار معماری هخامنشیان در مصر
نقشه محوطه عمومی جزیره

4.پلکان صفه

درقسمت شمال غربی شهر،پلکان سه طبقه ای صفه قرار دارد که مربوط به سومین سلسله و از تخته سنگ های گرانیتی ساخته شده است. ابعاد این پلکان 46/18*46/18متر و ارتفاع ان حدود6/12 متر است.در روی یکی از ان ها ، در نزدیکی مخروط گرانیتی ،نام پادشاه هونی کشف شد.

5.عبادتگاه مقدس هکایب

در سمت غرب، در داخل محدوده،عبادتگاه مقدس و مهم هکایب قرار دارد که از نظر تاریخ تکامل عبادتگاه های مصری عبادتگاه مهمی بوده است، عبادتگاهی رو باز با دو تندیس

معماری دوره هخامنشی در جزیره الفانتین

موسسه باستان شناسی المان و موسسه باستان شناسی سوییس در قاهره از سال  1969تحقیقات باستان شناسی خود را در جزیره الفانتین مصر به طور منظم و بر اساس اصول و مققرات موجود انجام داده اند.نوشته های روی پاپیروس به خط آرامی مهم ترین دستاورد های پژوهش باستان شناسی در منطقه جزیره الفانتین مصر درباره دوره هخامنشیان و نیز قلعه ها و پادگان های یهودیان به شمار می رود که به عنوان کلنی یهودی در حدود صد و پنجاه سال در این منطقه  مستقر بوده اند.این یهودیان با مردم بومی منطقه  همزیستی مسالمت آمیزی داشتند و بسیاری از سنت های زندگی و اعتقادی مصری ها  و یهودیان مشترک بود،به طوری که حتی با یک دیگر وصلت میکردند . بر اساس گزارش های حفاری باستان شناسی و پژوهش های مستمر موسسه باستان شناسی آلمانی در قاهره در جزیره الفانتین که از اول اکتبر 1987 تا آوریل 1988 و از 1988 تا 1989 در این شهر و معابد ان انجام شد، آثار زیادی از دوره حکمرانی هخامنشیان در این جزیره شناسایی و جزئیات و مشخصات انها بدین شرح معرفی شد : ساختمان های مسکونی مربوط به اواخر دوران هخامنشی در منطقه شهری الفانتین ،که اخیرا حفاری و کشف شده ، به خصوص از نظر تاریخچه  ساختمان سازی  و باستان شناسی شرایط مناسبی برای بررسی دقیق و عمیق  این منطقه مسکونی  عهد عتیق فراهم می کند . تعداد زیادی از یافته های کوچک کشف شده و اشیای  سفالی بیانگر صورت اموال خانه است و ترتیب زمانی و تاریخی مطمئنی از از آغاز ارائه می دهد.مراحل تکامل به بیست و پنجم،بیست و شش،بیست و هفت ،بیست و هشت و سی امین سلسله حکومتی مصر مربوط است.ترتیب زمانی و تاریخی فعلی بر اساس آثار خطی روی پاپیروس ها و نوشته های روی ظروف سفالی تاریخ گذاری شده منظم شده است.تحقیقات باستان شناسان در محل سکونت آرامی ها  در جزیره الفانتین در طول دوران بیست و هفتمین سلسله مصر در خانه  Gصورت گرفت  و در حوزه مجاور در جنوب ادامه یافت . در همسایگی کاملا نزدیک خانه های معروف(G,M,J)چهار ساختمان دیگر را نیز هیئت باستان شناسی شناسایی کرد.الگوی شهر سازی منطقه ثبت شده کنونی ساختار های خاصی دارد که به وضوح از طرح اولیه قبلی متمایز است و به ساختمان های مستقل و چند طبقه ای مربوط می شود که بدون ارتباط با ساخت و ساز قدیمی تر در منطقه  جدید التأسیس ساخته شده اند .از خانه های  G و O قسمت های غربی حفظ شده و قسمت های شرقی در جریان گسترش معبد خنوم ،که بعد ها اتفاق افتاده ،از بین رفته اند.با اینکه نیمه جنوبی طرح را بنای خانه ای پوشانده که در نقشه  نامیده شده ، و هنوز ساختمان های بعدی روی هم دیگر قرار گرفته اند، بین دو ساختمان و ترتیب انها  تطابق های گوناگونی یافت شده ست.

برخلاف نتایج حفاری باستان شناسی قبلی ر محل پادگان نظامی آرامی ها در الفانتین (محله آرامی ها) هیئت باستان شناسی توانست محدوده ان را دقیق تر و وسیع تر تعیین کند .علاوه بر ویژگی های تکاملی این لایه ساختمانی ، چیزی که جلب نظر می کند این است که محله در جریان توسعه خود متراکم تر  شده است.  در خانه های O  و M با نصب و اضافه کردن دیوار ها ان طور که از روایت های مکتوب در نامه بوگاس انتظار می رفت ، واحد های مسکونی بیشتری در این محوطه ساخته شده است.حفاری ها در مورد مستمره آرامی ها  قبل از بیست و هفتمین سلسله بیانگر هیچ گونه اطلاعاتی نیست .در مورد خانه هایی که در این جا توصیف شده اند، موضوع مربوط میشود به ناحیه ای که بعد از  سلطه حاکمیت هخامنشیان در مصر ساخته شده است.لتیه ساختمانی مربوط به بیست و هشتمین و سی امین سلسله از دوره نسبتاً کوتاه آخرین سلسله  مصر (حدود 400 تا 332 قبل از میلاد)یک محله مسکونی به هم پیوسته شناسایی شده است محله مسکونی آرامی ها احتمالاً با خاتمه نفوذ هخامنشیان در مصر،حدود 400 قبل از میلاد ،به دیگران واگذار و به تدریج با لایه های بعدی ساختمانی پوشیده شده است در عین حال از برخی از ساختمان های لایه پیشین به عنوان ساختمان های فرعی به ورثال  طویله (اصطبل) و واحد اداری – اقتصادی شهر باز هم استفاده شده است.

آثار معماری هخامنشیان در مصر
نقشه جزیره الفانتین که لایه لایه استقراری سلسله هااز جمله سلسله 27 را نشان می دهد

آثار معماری هخامنشی در واحه الخارقه

درباره مکان یابی جغرافیای واحه الخارقه می توان گفت : واحه الخارقه در صحرای غربی مصر قرار دارد .در متون مصری به طور کلی واحه یا واحه جنوبی  یا حتی به سادگی از طریق نام  بزرگان ان “Hbts” نامیده شده است. این واحه بین 24 درجه و 30 دقیقه  و 26 درجه و 5 دقیقه شمالی و طول 300 و 25 دقیقه و 30 درجه 50 دقیقه شرقی قرار دارد که محور طولانی ان در جهت شمال شرقی امتداد دارد و تقریباً در فاصله 220 کیلومتری جنوب غربی آسوان است و بیش از 210 کیلومتر از معبد  لوکسور فاصله دارد. جی.ولینتنر در مورد واحه های مصری  در دوره حاکمیت هخامنشیان (پارس ها)چنین اظهار کرده است :در دوره بعد از سائسهاها در دوره بیستو هفتمین سلسله، در حالی که خاندان هخامنشی بر مصر حکومت می کرده است،به نظر می رسد اهمیت واحه الخارقه  باز هم بیشتر شده است.مصر و واحه ها در غرب ،که امروزه در لیبی واقع شده است،در آغاز فرمانروایی  هخامنشی به ششمین و بعداً به بیستمین استان پارس اضافه و سپس ضمیمه امپراتوری شد . وتلتر هینس در مورد موقعیت واحه الخارقه در دوره هخامنشیان در مصر چنین اظهار کرده است : داریوش زمستان 497-496 قبل از میلاد را در مصر سپری کرد و به طرزی خستگی نا پذیر مراقب اداره امور کشور بود.وی چندی به فکر گرد آوری قوانین مصر افتاد که میباست وضع می شد.در عین حال سفر هایی در داخل کشور مصر انجام داد. چنین سفری او را در 496 قبل از میلاد به جنوب و به کویر های لیبی کشاند. زمانی که پادشاه ایران بعد از 5 روز شتر سواری به واحه معروف الخارقه رسید به او گزارش دادند که جریان اب واحه به شدت کاهش یافته است .به امر او استاد کاران  مقنی ایران را به مصر اوردند. ان ها در سرزمین واحه الخارقه کانال های زیر زمینی و قنات برای ابیاری حفر کردند. از همان قنات هایی که ایرانیان از اوراتور های ساکن در کنار دریای ابی یاد گرفته بودند و سپس ان را در ایران استفاده و گسترش دادند. نزدیکی شهر الخارقه معبد معروف Hbt قرار دارد که یکی از مهم ترین و زیبا ترین معابد به جا مانده در سراسر مصر است . پی و بنا و اساس ان در دوران بیستو ششمین سلسله گذاشته شد ،با وجود این دیوار های معبد هیبیس در دوران داریوش اول نوشته شد. به نظر میرسد طبق شواهد این معبد در سال های بین 458-522 قبل از میلاد یعنی در دوره اول فرمانروایی هخامنشیان بنا شده است(معبد ئر سی امین سلسله در زمان فرمانروایی نکتانئبوس دوم گسترش یافت (341 359 ق م)) این معبد در مرکز شهر قدیمی قرار داشت ،و به خدای آمون را  پیشکش شده بود.دیوار ها از تصاویری پوشیده شده که نمایانگر مراسم مذهبی از جمله بنیان گذاری معبد استو صحنه های دیگر سایر خدایان مصر را نشان می دهد، صحنه ای از خدای ست  که ماری را با نیزه صید کرده،یکی از زیبا ترین نقوش برجسته معبد است. بی رسی ین و مذهب مصر صحنه های روی دیوار محل مقدس از اهمیت ویژه ای برخوردارند بر اساس متن قدیمی هیروگلیفی ، این معبد Hibis  نام گذاری شده است .این معبد در پایتخت واحه الخارقه قرار داشته است ،شهری که خوب به جا مانده و وقف خدای آمون هیبیس شده بود. در کنار ان تقریباً همه خدایان بزرگ مصر تکریم  شده اند. به خصوص  برای آیین  اوزیرس  مکان های خاصی وجود داشت. معبد به دستور داریوش اول بنیان نهاده شده،در زمان داریوش دوم تزیین و باسازی و در زمان نکتانبوس  دوم و همین طور بطالسه گسترش یافت. شهر باز هم در دوران رومی ها شکوفا شد .از ساختمان های قدیمی هیچ چیز به جا نمانده است. به این موضوع در جامی قربانی به نام آپیرس اشاره شده است.

آثار معماری هخامنشیان در مصر معبد هیبیس
تصویر ترسیمی نمای کلی معبد هیبیس در واحه الخارقه

ویژگی های معماری معبد هیبیس واحه الخارقه

ساختمان اصلی معبد هیبیس که کار دوره داریوش اول و داریوش دوم در سال های 405-521 ق ماست، قائم الزاویه با طول 4/4 4 متر ، عرض 19 متر و ارتفاع 8/5 متر است. معبد تشکیل شده از :

1.راهرو هایی ستون دار با دوازده ستون که با نخل و گل های کاسه ای شکل و سر ستون ها و دیوار های تزیین شده و جز نقش برجسته ها و کتیبه هایش تزیین دیگری ندارد.

2.سالن قربانی با چهار ستون که دیوار های ان با نقوش برجسته و متون مذهبی پوشیده شده اند ، نقوش برجسته شاه را نشان می دهد که چگونه برای خدایان مختلف مصر (پانتئون ) جام های پر شراب پیش کش می کند . کتیبه ها حاوی دو سرود مذ هبی بلند خطاب به آمون است  این کتیبه ها به علت ویژگی نیمه فلسفی  و نیمه افسانه ای شان  از اهمیت زیادی برخوردارند . یکی از معروف ترین سرود هاسرود خورشید است که به داریوش اول منسوب میشود. نکته قابل توجه دیگر اینکه در کنار چهار چوب در به سمت سالن بعدی حروف به اصطلاح رمزی و مبهمی نیز وجود دارد.

3.تالار ورودی ای که چهار ستون در سمت شمال و جنوب خود دارد و به دو انبار کوچک منتهی میشود. این انبار ها برای نگهداری جواهرات ، لباس ها و لوازم قربانی و معبد است. همچنین یک دخمه برای اجرای مراسم معین و خاص تکریم و بزرگداشت پادشاه مرده و مدفون شده در زیر زمین (اوزیریس) موجود است و نیز پلکانی که به بام معبد منتهی می شود . در دیوار شمالی معبد سه در بزرگ وجود دارد، یکی در راهرو ستون دار، یکی در سالن قربانی و یکی در عبادتگاه مکان مقدس.

4.مکان مقدس (عبادتگاه) در قسمت غربی در جهت طولی ساختمان قرار گرفته است ،نقوش دیوار های ان برای شناخت اسطوره های مصری بسیار مهم است.این نقوش همه خدایانی را که در این دوره در مصر تکریم و ستایش می شدند ، در اشکال و هیبت های گوناگون نشان داده است.در قسمت جنوبی این مکان مقدس ،دومین راهروی زیر زمینی و دو پلکان،که به بام معبد منتهی می شود وجود داردکه از این راهرو به اتاق هایی راه است که به رازهای اوزیریس اختصاص یافته اند و با کتیبه ها و صحنه هایی تزیین شده که در ارتباط با مراسمی است که هرسالهبه هنگام جشن های یادبود،خاکسپاری،زنده و برانگیخته شدن اوزیریس برپا می شد.  

چرایی و چگونگی ساخت معبد هیبیس در واحه الخارقه

داریوش به طور اصولی کار خود را با ترکیب و امتزاج فرهنگ در واحه شروع کرد و معابد زیادی در مصر ساخت  که در کتیبه های ساختمان معابد در یوزیرس و الکاب ادفو و هیبیس از انها نام برده شده است .یکی از این معابد در واحه دور افتاده الخارقه در دویست کیلومتری غرب رود نیل ، به نام معبد هیبیس تقریباً دست نخورده و سالم باقی مانده است .وی.دی.ویاقانردن در مورد معبد هیبیس این سوال را مطرح می کند که چرا ایرانیان در دوره هخامنشیان این معبد را در این واحه و در این گوشه دور افتاده  از قلمرو جهانی ساخته اند؟بدون شک برای تبلیغ در خارج از قلمرو پادشاهی نبوده است، زیرا در ان زمان به چنین مسئله ای فکر نمی کردند.معابد برای اهمیت دادن به محل های مهم رفت و آمد و مراکز تجاری ساخته می شد.داریوش اول اهمیت این واحه را برای قلمرو جغرافیایی حاکمیت خود کاملاًدرک کرده بود .بر اساس گزارش جدید طرح حفاری و مرمت معبد هیبیس در سال های 1985-1986، ای.کورس اوریبو معتقد است  گر بخواهیم معبد را از نظر  زمانی برای ساخت و مرمت طبقه بندی کنیم ، امکان اعتماد به کار توشه ها و قاب های بیضی شکل دیوار های معبد وجود ندارد ، زیرا در این کار توشه ها فقط زمان برخی صحنه های تزیین شده ذکر شده است. از این رو فقط میدانیم صحنه هایی که از کار توشه های داریوش روی ان ها ترسیم و حک شده ، نزدیک تر از 386 ق م نیست .تفائتی که در کارتوشههای داریوش در داخل و بیرون از معبد وجود دارد به فرضیات و تصوراتی منتهی می شود و این سوال را مطرح می کند که آیا می توان انتساب آثاری را در معبد هیبیس به داریوش اول یا داریوش سوم ثابت کرد. او مراحل ساخت را برای مجموعه معبد هیبیس قائل می شود و ان را به صورت زیر مطرح می کند:

مرحله اول:پادشاهان سائیت پسامتیک دوم معبد را ساختند و اتاق های ان را تزیین کردند، ولی مکان های Mهمراه با H1 و H2،و سرسراً به ورودی اصلی  داخلی و بیرونی ناتمام ماند.

مرحله دوم:داریوش اول معبد را نوسازی و ورودی اصلی و داخلی و بقیه راهروها (به جز در موقعیت M به سمت B) ا تزیین و دیوار حایل بین M و N را تکمیل می کند.نیز H1-H2  و دیوار بیرونی غربی را تزیین  و ستون های نزدیک ستونB را رنگ آمیزی می کند ،به این مرحله در نوشته روی کتیبه دیوار ،که نزدیک ستون M  و بقایای غربی به سمت در J متعلق به داریوش اول پیدا شده ،اشاره می شود.

مرحله سوم:داریوش دوم دیوار های شمالی و جنوبی بیرون معبد هیبیس و بقیه راهروی M به سمت B را تزیین و در کتیبه بیرون معبد ،داریوش دوم هخامنشی این نوسازی و مرمت را توصیف میکند.

 مرحله چهارم:آکاوریس سقف های ستون دار موقعیت N را می سازد و دو مجسمه در داخل ان نصب می کند.

مرحله پنجم:نکتنانبئوس اول  دوم گذرگاه و دهلیز ستون دار را می سازند و تزیین می کنند.

در دوران فرمانروایی هخامنشیلن تجارت با سودان به اوج قابل توجهی رسیده بودسودان ار ارزش زیادی برخوردار بود و مسیر بزرگ این تجارت از دره نیل به سمت دارفور در سودان،که اکنون به ان راه چهل روزه گفته می شود ،از این واحه می گذشت.در پایتخت ان زمان واحه هیبیس ،انبار کالا و نیز پادگان نظامی هم در کنار ان قرار داشت که باید از کاروان هایی که از نقاط دور سودان کالا می اوردند ،محافظت می کرد.بنابراین،معبد هیبیس در موقعیت جغرافیایی مهمی از نظر تجاری و نظامی ساخته شده بود. شاید شناخته ترین شاهد معبد هیبیس باشد که در زمان داریوش اول در واحه الخارقه شاخته شد.معبد دیگری نیز که کوچک تر بوده و به طور موقت در دوران فرمانروایی پارس ها طبقه بندی می شود در واحه الخارقه کشف شده است.طبق بررسی نظر خانم کارل ملیسویچ ، باستان شناس آلمانی، روی دیوار معبد هیبیس چنین حک شده بوده است:داریوش دستور داد برای بزرگداشت و تکریم خدایان مصری معبدی مجلل و با شکوه بسازند . این بنای مذهبی ، که در واحه الخارقه دور از مراکز بزرگ مذهبی واقع شده بود،به نحوه جالب توجهی تنها اثر مذهبی بزرگ اواخر دوره متأخر تاریخ مصر است که تا زمان ما سالم و به جا مانده است .کی نایت در تاریخ سلسی مصر از قرن هفتم تا چهارم قبل از میلاد در مورد معبد هیبیس چنین گزارش می شود:بدون تردید داریوش حداقل به معابد مصری بخشی از درآمدشان را  بازگردادنده است.این سیاست در ساختن معابد مصری در دوره داریوش هم ادامه پیدا کرد .البته  کار اصلی او ساختن معبد بزرگ آمون در واحه الخارقه مصر بوده است دی.آرنولد،معمار و باستان شناس آلمانی ،در این مورد چنین اظهار نظر کرده است :معبد آمون در واحه الخارقه در ساحل قدیمی دریا به ابعاد 62*4/27 متر،که سالم و خوب و سر پا تا کنون برپا مانده است،احتمالاً در دوران سائیت ها یا پسامتیک دوم ساخته و در زمان داریوش اول و دوم تزیین شده است.در نمای معبد ،شکل اولیه یک پرونوس راهرو ستون دار مسقف با چهار ستون وجود دارد که پاپیروس به ان ها پیچیده شده و قفسه های دیواری در ان قرار دارد .اتاق قربانی با مکان مقدس الهه و فضاهای جانبی با پلکان به سایر بناهای معبد دسترسی پیدا می کند .یعنی این ها با فضاهای اجرای مراسم مذهبی در طبقه فوقانی ارتباط دارند. بر اساس مطالعه و بررسی والتر هینتس آلمانی معبد هیبیس،که با سنگ ماسه اجرا شده است ،اثری از داریوش است که در نتیجه اقامت داریوش در واحه الخارقه در سال 496 پیش از میلاد ساخته شده است. معبد 44 متر طول و 19متر عرض دارد و اتاق ها براساس الگوی معابد مصری ساخته شده است.در فاصله 12 متری از دیوار شرقی سرسرا یک در ورودی کوچک تر قرار دارد که سالم و خوب باقی مانده و سرتا سر ان با تصاویر  کتیبه پوشیده شده است در زمان سلطنت هاکوریس در دوره بیست و نهمین سلسله  تاریخ مصر به جای حیاط ستون دار مورد انتظار یک راهرو ستون دار مسقف وجود دارد که جلوترین ردیف های ستون ان با در ورودی مسدود نشده بوده است.نکتابنئوس اول و دوم معبد را با دیوار سنگی محصور کردند.این حصار سنگی در جلو به اتاقک یا بنای هشت ستونی منتهی می شود،به دلیل فاصله زیاد 4/7 متری ستون ها اتاقک فقط با تیرک های چوبی پوشیده شده است .روی لولای در ورودی کتیبه ای به خط میخی پارسی نوشته شده است:داریوش شاه، بزرگ شاه شاهان.داریوش دوم معبد را در سال 424 باسازی و تکمیل کرد . به وضوح چنین  فهمیده می شود که این اثر به دست معماران و پیشه وران مصری در دوره حاکمیت پارس ها در مصر ساخته و اجرا شده است.آیا چیزی مشابه این یادمان معماری به دوران فرمانروایی هخامنشیان تعلق دارد؟هخامنشیان این بنا را به مثابه بنای یاد بود دوره فرمان روایی خود در واحه الخارقه از خود به جا گذاشته اند .به وضوح در کتیبه های داریوش اول از او با عنوان معمار معبد هیبیس در الخارقه نام برده شده است.

همان طور که از متن این کتیبه ها بر می آید داریوش اول این معبد را از سنگ های سفید زیبا ساخته و سقف های ان را با چوب اقاقیای لیبایی و مرغوب آسیایی پوشانده است و این مطلب قابل توجه است که در واحه بزرگ مصر یک عبادتگاه مجلل و با شکوه برای یاد بود دو پادشاه ایرانی  داریوش اول و داریوش دوم پا بر جا مانده است،در حالی که در مصر هیچ ساختمانی عمومی از دوران فرمان روایی هخامنشیان تا کنون یافت نشده است .

ای.کورس اوریبه مسئول برنامه باستان شناسی و مرمت معبد هیبیس چنین نتیجه گیری می کند که اگر همه این اطلاعات را حفظ کنیم ،خطوط هیروگلیف در مورد تجهیز و تزیی معبد چه چیزی برای گفتن خواهد داشت؟اصولاً مهم ترین اشاره ها به ورودی غربی به سمت اتاق jTبه کتیبه در ستون mو کتیبه روی دیوار شمالی بیرونی مربوط می شود.هر کدام از این تنها به (بازسازی) داریوش ارتباط پیدا می کند ای.کورس اوریبه کتیبه I  را با تلاش هایی مرتبط می داند که برای تزیین دیوار حائل بین ستون های  m  و n ، اتاق های h1 و h2 و دیوار غربی بیرونی و راهروی داخلی صورت گرفته است. کتیبه تزیینی به آرایه های دیوار های بیرونی شمالی و جنوبی مربوط است.

کتیبه ستون m  با بقایای راهرو های اتاق های جانبی ستون b از نظر تصویر سازی و حکاکی قابل مقایسه است.آنچه باید مورد توجه قرار گیرد این است که نام داریوش روی نمای بیرونی معبد نوشته شده است. تمایز در کارتوشه ها و قاب های بیضی شکل داریوش در داخل و در خارج از معبد به فرضیات زیادی منجر شده است که آثار داریوش اول یا داریوش دوم را در معبد هیبیس می توان اثبات کرد.آنچه در این بحث مهم است این امکان است که دو پادشاه (داریوش)دستور ساخت این معبد را داده اند. اختلاف در اسم های کوچک،در دو محلی که در معبد یافت شده است ،به این معناست که یا داریوش نام خود را در طول دوران فرمان روایی خود در مصر تغییر داده یا اینکه باید دو پادشاه (داریوش) متفاوت را بررسی کرد.اولین گواهی مبتنی بر ان است که پارس ها به امور مذهبی مصر بیشتر از انکه تا کنون  تصور می شده است ،توجه و دقت داشتند.همین طور به این مفهوم است که  داریوش اول بعد از خلئی ده ساله دستور تزیین بیرون معبد را داده است.این ترتیب زمانی از عقیده و نظر پوزنر فرانسوی پیروی می کند ،یعنی نام داریوش اول تا بیست و پنجمین و بیست و ششمین سال فرمان روایی اش (496-495 ق م ) درویز بوده است.بعد از ان اما به نتریوز تغییر پبدا کرده ،زیرا (dariy avanaus , ntryws  )با پارسی باستان هخامنشی ، که در طول مدت فرمان روایی داریوش اول مرسوم و متداول بود ،مطابقت می کند.

شرح کارتوشه های داریوش اول بر دیوار های معبد هیبیس

به طور کلی قاب های بیضی شکل یا کارتوشه های داریوش فقط روی دیوار های بیرونی و قسمت های ستون ها  حکاکی شده است.در مورد ستون  m قسمت کف دو فهرست دارد که به طور معمول تنها ستون های حکاکی شده را در اختیار ان است .برخی استثناها نیز وجود دارد:فهرست بالایی ستون های 30،34و 35 قاب ها و کارتوشه های حکاکی شده داریوش است،در حالی که هر یک از ثبت های دیوار حائل قاب و یک کارتوشه خالی را نشان می دهد در مورد ستون  b و اتاق های جانبی برخی قاب ها و کارتوشه ها که حکاکی شده اند فقط روی ستون چوبی I  یافت می شوند.در کلیه موارد دیگر قاب ها یا کارتوشه ها خالی  یا رنگ شده اند. با وجود اینکه هیچ کدام از قاب ها و کارتوشه های عبادتگاه اثر رنگی یا حکاکی شده ای ،که روی ان ها باقی مانده باشد ندارند،باید گفت که کارتوشه های رنگ و نقاشی شده همگی رنگ ابی ساده خود را حفظ کردند.در مواردی که ابی رنگ پریده و پوسته پوسته شده است هیچ رنگی در میان ان ها وجود ندارد.رنگ قرمز زیر رنگ ابی و کتیبه هیروگلیفی را از طریق دو احتمال می توان توضیح داد.

1.هنرمندی که روی علامت نقاشی کرده است ،برای اینکه اندام ها را بزرگ طراحی کند از رنگ قرمز استفاده کرده و سپس روی ان ها را ابی زده است.

2.دو هنرمند در این کار دست داشته اند،اولی قرمز رنگ کرده و هنرمند دوره بعد روی ان را با ابی رنگ کرده است.بنابراین و با توجه به این وضعیت نتیجه گیری می شود که داریوش مثل هوروس خدای مصری هیچ نام (mn-h-ib ) مستعاری نداشته و هنر مند دوم به راحتی روی نام هوروس حکاکی شده فرعون قبلی را رنگ زده است.

آثار معماری هخامنشیان در مصر معبد هیبیس
دورنمای معبد هیبیس

نقش برجسته های داریوش اول در معبد هیبیس

بر دیوار های معبد هیبیس نقشه برجسته های داریوش اول شاه هخامنشی،چند جا کاملاً به شکل فراعنه مصری حجاری و نشان داده شده است.اما غیر از معبد هیبیس فقط در یک جا پرتره و نقش برجسته  داریوش وجود دارد.به نظر می رسد دلیل این امر ان است که هنرمندان در طول ده ها سال هیچ موقعیتی نداشته اند تا وضع ظاهری چهره داریوش فرمان روای مصر را ببینند و بررسی کنند.به دلیل اینکه او دور از مصر و در ایران اقامت داشته است.وقتی داریوش در سال های آخر حکومت خود به مصر رفته این امکان بلا فاصله فراهم شده است .نکته مهم دیگر ان که مصریان از دوره پادشاهی میانه پادشاهان خود به مجسمه هایی که از خدایان مصری می ساختند جنبه فردی می دادند.دیوار های معابد و مکان های مقدسی که با نقوش برجسته تزیین شده اند  برای شناخت ما از اساطیر مصر باستان بسیار مهم اند.ان ها نشان دهنده همه خدایانی هستند که اشکال گوناگونی که به خود گرفته اند در این دوره در مصر مورد پرستش و تقدیس بوده اند.در سمت جنوب این محراب معبد هیبیس،دخمه و پلکانی هست که به بام منتهی می شود. این راه به اتاق هایی می رسد که برای اوزیریس اسرار آمیز تعیین و با صحنه ها و کتیبه هایی مزین شده و این تزیینات به مراسم هر ساله ای مربوط است که در جشن های یاد بود ،خاکسپاری و رستاخیز اوزیریس برپا می شد .دیوارهای بیرونی معبد هم با نقوش برجسته ای  پوشیده شده اند و پادشاه را در حالی که قربانی را می اورد  و مراسم را در مقابل خدایان گوناگون اجرا می کند ،نشان می دهد.در واقع در سمت غربی ساختمان روی دیوار پشتی تصویر جالبی از داریوش  اول هخامنشی به سبک مصری بدون نشان مار یا سمبل پادشاهی بر پیشانی،که علامت معروف شأن و منزلت پادشاهی است، نشان می دهد.البته به جای ان سر با زیور آلات  خاصی پوشیده شده که شبیه کلاه است .مصریان با این زیور آلات مخصوص آثار و ابنیه ،خراجگزاران و استانداران پادشاهان آشوری را یز به نمایش می گذاشتند .جالب است بدانیم داریوش اول خود را به نام کوچک استور نامیده ،نامی که به ندرت از ان استفاده می شده است .این معبد در واحه الخارقه اگر چه به نام معبد آمون معروف شده ،در ان خدایان دیگر مصر هم تکریم می شده اند و صحنه هایی در ان وجود دارد که جزو مراسم خدایان نیز بوده است.این هم تبلیغی برای پادشاهان بوده است .تقریبا در همه صحنه ها داریوش در مقام فرعون همراه با الهه های مصری نشان داده شده است .یکی از موثر ترین و مهم ترین موضوعات در صحنه های نقش برجسته های داریوش در معبد هیبیس به اعاده نمادین اتحاد مصر علیا و سفلا مربوط می شود .داریوش در حالی که روی تخت سلطنتی نشسته است دیده می شود .جی. گروپ،ایران شناس آلمانی، معتقد است:اختلاف در القاب و عناوین شاهی در معبد هیبیس به تفسیر های گوناگونی در دهه های اخیر منجر شده است.به همین دلیل باید در این جا مختصراً به ان پرداخته شود. بر اساس بررسی ها و مطالعات در معبد هیبیس برای یک فرعون پانزده نام پیدا شده است که از ان ها دو نام  sara و nesutibiti در کارتوشه ها و قاب های بیضی شکل طویل نوشته شده است .در کارتوشه  sara در هیبیس نام داریوش به شکل اینتاریوس آمده است.این امر شیوه نوشتاری و مشکلات گسترده مربوط به نام های ایرانی را به مصری به وضوح نشان می دهد.از فراوانی مستندات تاریخ دار می توان استنباط کرد که این شیوه نگارش در بیست و هفتمین سال حکومت داریوش (495 ق م) معمول شده است . از ان جا که این شیوه نگارش در معبد وجود دارد ،ساخت بنا باید از این تاریخ شروع شده باشد .nesutbiti  روی دیوار های معبد سه نام متفاوت را شامل می شود ،به همین دلیل این احتمال وجود دارد که نام سه شاه در معبد هیبیس باشد،یعنی داریوش اول تا داریوش سوم هر سه در ساخت و بنای این عبادتگاه سهیم باشند.

تشریح صحنه ی نقش برجسته های داریوش در معبد هیبیس و در واحه الخارقه

1.در اولین صحنه به مثابه نماد اتحاد دو کشور ایران و مصر داریوش اول برتخت نشسته و خدایان هارزیس (هوروس پسر ازیس) با سری به شکل شاهین در مقام فرمان روای هرموپلیس مجریان اوامر و خواست های شاه هستند. همچنینپیش پاهایشان دو تجسم مینیاتوری از نیل نشان داده شده است .

2.در دومین صحنه پادشاه را به صورت کودکی عریان میبینم که روی چرخ کوزه گری نشسته است .یک فرمان روا به دست خدایی که سر شاهین شکل دارد ،برای ولی نعمت خود روی چرخ کوزه گری به کوزه ای شکل می دهد.در عین حال خدای نگهبان و محافظ ممفیسی پیشه وران و هنرمندان به او کمک می کند.

3.در صحنه دیگر داریوش اول را میبینم .این صحنه از قبل برای ما شناخته شده است ،با درخت اشید که روی برگ های ان نام خدای تت را می نویسد.پشت سر پادشاه خدای آتوم است که تاج دوتایی مصر علیا وسفلا را بر سر دارد و در روی تخت با دست چپ برای پادشاه نشانه زندگی را نزدیک دهان نگه داشته و با دست راست همان تاج آبی مصر را. بنابراین به رویداد هایی نظیر تاج گذاری و پیروزی فرعون مربوط می شود.

4.روی دیوار غربی،و دیوار پشتی معبد نقش مراسم تاج گذاری   (setut-ra) را میبینم که بایستی تزیین می شد . این نقش گویای این مطلب است که تاج گذاری داریوش بدون شک در پایتخت ممفیس و نزدیک معبد Ra خدای خورشید در هلیوپولیس برگذار شده است ،زمانی که بالاخره پادشاه تصمیم گرفت در سفری از ساتراپی ثروتمند خود مصر بازدید کند.

5.در صحنه دیگر مثلاً شاه (داریوش) را در حال ورود به معبد نشان می دهد،در حالی که در جایی تاج مصر علیا و در جایی دیگر او تاج مصر سفلا را بر سر دارد.در صحنه ای دیگر الهه جرئت و شجاعت به داریوش جوان شیر می دهد و در تقابل با این صحنه ،در صحنه ای الهه آمون پادشان بالغ را با بازوان بلند در بر گرفته است.

6. در صحنه ای دیگر خدایی با شکل عقاب بال دار مار بسیار بزرگی را با نیزه می کشد. پادشاه (داریوش) یک تاج دو نشان (نشان مصر علیا و مصر سفلا )بر سر دارد و بال های او از پشت یک عقاب (شاهین) نشوونما کرده است. علاوه بر این ،دو تصویر عقاب باباده ،با قرص خورشید بر سر ،پشت تنه خدا (داریوش) را مزین می کنند .

7.در صحنه ای دیگر،روی تصویرهای  نقش برجسته قدیمی تر،هنرمند به هیئت پادشاه جنبه پرتره گونه داده است .در نیمه چپ تصویر ، داریوش در حال قدم زدن است و نیروی زندگی اش Kaو الهه Isis  او را همراهی می کنند.او به سمت خدای نشسته روی تخت (Amun –Ra)  از کارناک و هیبیس ، زوجه اش الهه شجاعت (ashet) از هیپس و آسار و پسرشان (khonsu) با دست های، افراشته میوه های روی هم انباشته واحه را به ان ها تقدیم می کند ،در حالی که ایسیس آب را روی زمین می ریزد.

8.در این نقش برجست حالتی خاص وجود  دارد. .به چنین تجمعی از انسان ها و پیکر های حیوانی و مخلوقات خیالی متعدد مدال ها و نماد ها در هیچ یک از معابد معروف مصری برخورد نمی کنیم.در میان خدایانی که پادشاه برای ان ها قربانی پیشکش می کند ،خدایان جنگ جو با تیر و کمان و تیردان (ترکش) حضور دارند. در جای دیگر او برای مجسمه الهه matt قربانی می کند، به عبارت دقیق تر ، برای دو خدا که یکی از ان ها با پیکر عقابی شکل و دومی شیری است که با کله قوش (عقاب) نشان داده می شود.

تاثیر هنر مصر بر هنر معماری هخامنشی

تردیدی نیست که هنرمندان و معماران و هجاران و نجاران مصری در ساخت بناهای تخت جمشید و شوش  نقش موثر و پر اهمیتی  داشته اند، زیرا مصریان در ساختن بناهای سنگی به ویژه تالار های ستون دار سنگی ،مانند معبد آمون در کارناک، استادان چیره دستی بودند و علاوه بر اشاره کتیبه های متعدد نشانه ها نیز بر استفاده از تجارب معماران وهنرمندان مصری در کنار هنرمندان ملل دیگر دلالت دارد که نقش هنرمندان مصری در این زمینه مهم تر بوده است.این موضوع را می توان در اجزای معماری و نیز برنامه ریزی مجموعه ها مشاهده کرد.یکی از تأثیرات مهم هنر معماری مصری کاربرد سر در های سنگی است که در بسیاری از کاخ های تخت جمشید مشاهده می شود. انان درگاه های سنگی تزیینی و شیلر های مدور افقی را به طرف درگاه می افزودند.این درگاه های سنگی اولین بار در منتطه دجو.سر مصر به وجود آمده اسات.این بر آمدگی های لبه در گاه ها در معماری باستان مصری از ار آجر ها و تیر های چوبی ساخته می شده است.تیر های چوبی مدور بعد ها پایه های چهارگوش ستون ها را به وجود اورد .طبق متن اهدائی ، انها در مصر ساخته شده اند .به علاوه، این نوع کار معماری مخلوطی از سبک های هنر معماری مصری و ایرانی را نشان می دهد .این عناصر معماری و تزیینی در ساختمان های تخت جمشید بین 521و 484 قبل از میلاد ظاهر شده است.به نظر آرنولد،در مورد منشاء تزیین درگاه های سنگی مصری ،اولین درگاه سنگی قدیمی در انتهای فوقانی یک معبد در مصر ساخته شده است. این درگاه به سرعت بر معابد هرمی شکل و تابوت های سنگی منقوش و بعداً بر برج ها، درها، ستون هاو قفسه های دیواری گسترش پیدا کرد .عامل جدیدی در تزیین معماری نمای ساختمان ها در دوره هخامنشس ،به ویژه در تخت جمشید ،گچ بری  مقعر کتیبه هاست ،که ابتدا در کاخ داریوش مشاهده شد.درست مانند فرم  ظریف و جدیدی که بر اثر  برخورد های مکرر با الگوهای مصری در زمان داریوش به نماد قدیمی قرص خورشید بال دار داده شده بود ،این کتیبه ها نیز قابل پیگیری نسبت به نفوذ هنری مصری در ایران دوره هخامنشی است.شاید اقامت داریوش در مصر و بنای معبد آمون ،که وی در معبد هیبیس در صحرای الخارقه برپا کرد، توجه داریوش را به معماری مصری برانگیخته باشد.مصریان در طرح سرستون های خود از برگ نخل و شکل گیاه پاپیروس و گل لوتوس زیاد استفاده کرده اند و در هنر هخامنشی در شکل سر ستون ها از این ترکیب سر ستون های مصری استفاده شده است .ضمن اینکه سرستون های ایرانی ترکیبی ظریف تر و پیچیده تر و تناسبی قوی و منطبق با مقیاس های فنی دارند .

عالی ترین ساختمان هخامنشی تالار وسیع آپاداناست .این نوع تالار ستون دار در ایران و جاهای دیگر مانند مصر متداول بوده است .تصور کنید که سقف تالار آپادانا ،با یک چهارم هکتار مساحت ،فقط روی 36 ستون قرار گرفته و فاصله ستون ها از یک دیگر 9 متر و سطحی که اشغال کرده اند یک ششم سطح آزاد است.در صورتی که در پاسارگاد کمی بیش از یک چهارم است و در کارناک مصر به زحمت به نیم می رسد.در مقایسه طرح های معابد داریوش در مصر و در کاخ محل اقامت او در تخت جمشید برخی شباهت هارا نمی توان انکار کرد که ممکن است کمتر از چیزی که در نگاه اول به نظر می رسد ،سطحی باشد.ایوان ورودی معبد هیبیس در واحه الخارقه مطابق دهلیز مقر تخت جمشید بوده است ،البته در بناهای قبلی ردیف بیرونی در یک دیوار میانی قرار داده شده بود ،که در عصر داریوش نمای معبد بوده است .در هر دو ساختمان نمای ورودی ستون دار به راهرو ستون دار مرکزی منتهی می شود که اتاق ها ان را از سه طرف احاطه کرده اند .فضاهای معبد از عبادتگاه ها ،جایگاه مقدس  و واحد هایی مبهم تشکیل می شوند ،در حالی که در کاخ ایرانی تخت جمشید محل سکونت پادشاه را راهرو احاطه می کند.همچنین می توان اضافه کرد که طاقچه های معبد هیبیس نشان دهنده تزیین نوعی کانال است که ابتدا در ایران در قسمت های انتهایی بناهای داریوش به سبک مصری ظاهر شده است. بالاخره شکی وجود ندارد که پادشاه برای معماران مصری به همان نسبت احترام قائل بود که به هنرمندانی که در شوش و تخت جمشید مشغول به کار بودند.

از تاثیرات دیگر هنر معماری و هنر تزیینی مصری می توان به حجاری  یک تاج گل روی سنگ در تخت جمشید اشاره کرد که در پایین ترین قسمت نقش برجسته ای از ی تاج گل از برگ های اویزان شده روی سر ستون نیز وجود دارد  و به نظر می رسد الگوی هنر مصری زا تداعی می کند ،البته بدون اینکه با سر ستون های مصری قابل مقایسه باشد .از تاثیرات مهم تزیینی مصر گل لوتوس،یا نیلوفر آبی ،یکی از فراوان ترین عناصر تزیینی است که در معماری و دیگر هنر های بسیاری از تمدن ها دیده می شود . در حجاری و دیوار نگاره ها و نیز در طرح سر ستون ها مصریان از شکل گل لوتوس و نیز پاپیروس استفاده کرده اند که این نفوذ هم روی بدنه ستون ها  و هم سر ستون ها و نیز روی نقوش لباس ها به ویژه در کادر بندی حجاری های تخت جمشید به طور وسیع دیده می شود . در هنر آشور نیز کاربرد وسیع گل لوتوس مشاهده می شود .

استفاده از اسفنکس  به صورت موجودات افسانه ای با ترکیبی از بدن انسان و حیوان یکی دیگر از عناصر مشترک در تمدن های مصر، بین النهرین و ایران است که کاربرد ان در معماری مصر قدمت بیشتری دارد و مجسمه ابوالهول ،که قدمت ان به زمان خفرن سازنده دومین هرم بزرگ جیزه می رسد،موجودی با بدن شیر و سر انسان با طول بدن 2/73 متر و ارتفاع 20 متر است، عرض صورت مجسمهیک چهارم متر یکی از عظیم ترین مجسمه های ساخت دست بشر است .

از نمونه های دیگر تاثیرات هنر معماری و تزیینی مصری در هنر هخامنشی می توان به نمونه کار های جدید در تزیین نما،مانند طاقچه های کنده کاری شده ای اشاره کرد که ابتدا در کاخ داریوش در تخت جمشید و شوش یافت شده است. در عین حال فرم ظریفی که در تخت جمشید به نماد قدیمی قرص خورشید  پره دار داده شده ،بیشتر با نمونه های هنر معماری و تزیینی مصری قابل مقایسه است.بنابراین،در عرصه های آثار هنری به ویژه در معماری، مجسمه سازی و نقش برجسته ها ،هنرمندان ایرانی دوره هخامنشی گسستی اساسی با سنت های هنری مصری ایجاد نکردند. چنان که داریوش اول معبد هیبیس در الخارقه را به سبک سائیتیک ساخت که سبکی کاملاً مصری است،همچنین لوحه ها و سنگ قبر ها متعلق به سلسله بیست و هفتم  هم کاملا تحت تأثیر هنر مصری ساخته شده است.چنانکه نفوذ هنر مصری بر آثار هنری و مذهبی  مههاجر نشین های سامی نژاد در مصر چنین بوده است .یعنی در مصر می توان سنگ قبر ها و تابوت های سنگی منقوش با ریشه های سامی ملاحضه کرد. شاید عناصر هنر مصری در ان ها اندکی دچار تغییر و تحریف شده باشد.

درباره تأثیر هنر مصری بر هنر دوره هخامنشی  هم می توان چنین نتیجه گیری کرد حتی در ساخت یا باسازی کامل معابد مصری در دوره داریوش مانند معبد بزرگی در منطقه الکعب و معبد هیبیس در الخارقه همه عناصر معماری و نقش برجسته ها تحت تأثیر هنر مصری ساخته و باسازی شده است. چنانچه هیبیس،بزرگ ترین پرستشگاهی که با تصویر صد ها خدای مصری تزیین شده،در درجه اول به آمون _رع تقدیم شده است.داریوش در این پرستشگاه در چند جا با صورت فرعونی با تاج و صفات معمول فراعنه مصری در حال اهدای پیش کش های گوناگون (کندر،شراب، آب،کشتزار) به خدایان الهگان پانتئون مصری نقش شده است ،که نشان می دهد چقدر تحت تأثیر هنر مصری قرار داشته است.بنابراین، به نظر می رسد مصری ها بیش از بقیه ملل تابعه ،دائماً در تلاش بوده اند که خود را از سلطه ایرانیان خارج کنند.همان اندازه که هنرمندان و صنعتگران ایرانی از سبک و طرح های هنری مصری اقتباس و بهره برداری کرده اند مصری ها متقابلاً چیز زیادی از هنر ایران اقتباس نکرده اند.سبک و اثر هنر مصری در کاشی کاری و حجاری های کاخ های ایرانی به چشم می خورد.ولی نفوذ ایران بر سلسله ی بیست و هفتم مصر به جز در مجسمه سازی قابل توجه نبوده است .معرف نفوذ هنر هخامنشی تعدادی نقش شیر های کوچک در تل المقدم است که روی پا بلند شده اند .مصری ها تا قبل از این تاریخ با این سبک آشنایی نداشته اند.

نتیجه گیری

در پژوهش های باستان شناسی و تحقیقات میدانی چند نمونه آثار معماری در کشور مصر با عنوان آثار معماری هخامنشی شناسایی و معرفی شده است.این آثار شامل یافته های معماری جزیره الفانتین و همچنین مجموعه معبد هیبیس در واحه الخارقه و نمونه های دیگری از بناهای ارامگاهی و مذهبی است که به این دوره از تاریخ مصر تعلق دارد.بیشتر این آثار معماری در دوره داریوش اول در مصر احداث شده است،که تأثیر ان ها در سبک و شیوه معماری این دوره در آثار معماری دوره هخامنشیان در داخل ایران نیز قابل ملاحضه است .چنانچه در مقایسه هنر معماری تخت جمشید شباهت ان به مهماری معبد هیبیس در واحه الخارقه کاملاً محسوس است .بنابراین به نظر می رسد،شیوه و هنر معماری مصری در هنر معماری هخامنشی به ویژه در تخت جمشید تأثیر بیشتری نسبت به سایر ملل تحت سلطه امپراتوری هخامنشی داشته است.

دسته‌بندی نشده

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *